مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
118
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> 8 . توشهء مسافر آواز وشعر است ؛ در صورتىكه هجويات نباشد . 9 . سورة الصّف : 8 . 10 . سورة الكهف : 50 . 11 . سورة مريم : 75 . 12 - 12 . [ قريب به مضمون اين مطلب در ناسخ التواريخ سيّد الشهدا ، 3 / 146 - 149 تكرار شده است ] . 13 . رحال ، جمع رحل : جايگاه ، پشت زين . 14 . نبهره : حرامزاده . 15 . برگزيدن . 16 . كران : گوشه ، زاويه ، ساحل . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 371 - 376 ، 377 - 379 ، 380 ، 382 - 383 ، 385 ، 414 ، 415 - 416 ، 417 - 418 وچون آن مرد شامي در مجلس يزيد فاطمه يا سكينه يا امّ كلثوم على اختلاف الروايات را از وى بخواست وآن مكالمات بگذاشت ، « فقالت زينب للشّاميّ : اسكت يا ملعون أخرس اللَّه لسانك وفضّ فاك وقطع يديك ورجليك وأعمى عينيك وجعل النّار مثواك وأيتم عيالك وأذلّ حريمك يا ويلك ما أعمى قلبك ألا تعلم انّ بنات الأنبياء لا يحللن لأحد أن يملكهنّ ولا يكنّ عبيد الأدعياء قط » . زينب با مرد شامي فرمود : « اى ملعون ! خاموش باش كه خداى زبانت را لآل كند ودهانت را درهم شكند وهردو دست وهردو پايت را از بدن قطع فرمايد وهردو چشمت را كور كند ودر آتشت منزل دهد وعيالت را يتيم وحرمت را ذليل گرداند ! واي بر تو كه تا چند ديده قلبت كور ونابينا است . نمىدانى دختران پيغمبران هرگز مملوك وبنده زنازادگان نمىشوند . » راوي مىگويد : سوگند باخداى هنوز كلام آن مخدره به پاى نرفته بود كه خداى دعايش را مستجاب فرمود وآن مرد در حضور يزيد به ناله ونفيرين شديد درآمد ويزيد به سوء حال وزشتى مآل أو نگران بود . آنگاه چندان زبان خود را بگزيد تا قطع شد وهردو چشمش را با دو دست خود كور ساخت ، چنانكه هيچ نديد وهردو دستش بر گردنش مغلول شد . در اين حال امّ كلثوم عرض كرد : « سپاس خداوندى را كه دعاى ما را در حقّ تو مستجاب ساخت ودر ابتلاى تو در دار دنيا پيش از دار آخرت تعجيل فرمود . پس اين است جزاى آنكس كه متعرض حرم رسول خداى بشود . » چون يزيد اين حال بديد ، سخت پشيمان شد ؛ لكن گاهى كه أو را سودمند نگرديد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 559 - 560 ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 210 خلاصهء اين كلمات به فارسي چنين مىآيد : « پس از ستايش يزدان پاك ونيايش 1 خواجهء لولاك 2 ، به حكم آيهء مباركهء قرآن باز كرد كه : يزيد واتباع أو كه سر از فرمان خداى برتافتند وآيات خداى را انكار